X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

گروه دوچرخه سواری اطلس بوشهر

خاطرات ، گردش ها و برنامه های دوچرخه سواری در بوشهر

تور دور امارات - قسمت پنجم



قبل از شروع این قسمت باید مطلبی رو بگم که قبلا فراموش کرده بودم. ما توی بوشهر از سایتی به نام (http://www.couchsurfing.org/) استفاده کردیم برای پیدا کردن میزبان های احتمالی در شهرهای امارات و در واقع به تمام شهرها و محل های که قصد اقامت داشتیم ایمیل زدیم و تنها کسی که در زمان حضور ما در اون شهر بود فردی بود به نام ریک که در شهر العین ساکن بود و ایشون خیلی خوب جواب ما رو دادن و در واقع قبول کردند که میزبان ما باشند.

البته ما چون روز اول در شارجه معطل شدیم و طبق برنامه یک روز دیرتر به العین میرسیدیم توی شارجه بهش اس ام اس زدیم که دیرتر به اونجا میرسیم و ایشون باز با روی باز این تغییر برنامه رو پذیرفتند ولی با توجه به اینکه عقب افتادگی رو جبران کردیم تصمیم گرفتیم باهاش هماهنگ کنیم که آیا با توجه به تغییر مجدد برنامه مشکلی برای میزبانی داره یا نه ؟

البته ریک جواب داد که متاسفانه مهمان داره و اصرار داشت که ما هم به منزلش بریم ولی بهش گفتیم که شب رو در هتل میگذرونیم و فردا به خونش میریم هرچند که اون با گرفتن هتل مخالف بود ولی در نهایت قبول کرد.

با وارد شدن به العین متوجه شدیم که اینجا حداقل اصالت بیشتری نسبت به باقی شهرهای امارات داره و این مسئله کاملا از چهره شهر  مشخص بود و واقعا هم خوشحال بودیم از اینکه تصمیم گرفته بودیم یک شب اضافه تر در العین بمونیم .

در مورد وجه تسمیه شهرالعین به دلیل وجود چشمه‌های آب شیرین و فراوان در اطراف و کنار این منطقه العین نامگذاری شده‌است که به معنای چشمه است.

شهر العین بعنوان دومین جاذبه گردشگری امارات در کوهپایه جبل حفیت واقع شده و مرکز فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و گردشگری امارت ابوظبی به حساب می‌یاد. اماکن گوناگون گردشگری در این شهر وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:موزه العین، باغ وحش العین، پارک بازی هیلی، عین الفایضة (آب معدنی)، پارک مبزرة الخضراء، جبل حفیت، ودیگر جاهای باستانی، و قنات‌های آب که یکی از دیدگاه گردشگران منطقه‌ است. «شهرالعین» یکی از مقاصد گردشگری مردم اماراته ، همچنین این شهر یکی مناطق متنفس طبیعی اهالی منطقه‌ است، چنانکه در مواسم مختلف مخصوصاً ایام بارش باران و فصل زمستان مردم از مناطق مختلفه امارات به این مکان می آیند.

با این همه اوصاف هتل های زیادی نداشت و اونهایی هم که بودن قیمت های بالایی رو داشتند بخاطر همین با کلی جست و جو یک هتل رو به نام تاپ هتل در خیابونی که یک سوپرمارکت معروف به نام لولو در اون بود به مبلغ 270 درهم کرایه کردیم.

بعد از گذاشتن وسیله ها و دوچرخه ها در اتاق (که واقعا تمیز هم بود) برای گردش و خرید مایحتاج شام به بیرون رفتیم. 



برای شام هم مقداری میوه و جگر از همون سوپرمارکت لولو گرفتیم و طبق معمول مهرداد هنرش رو در آشپزی نشون داد البته هتل ما یک هتل آپارتمان بود و تجهیزات آشپزی رو در خودش داشت.

بعد از خوردن شام هم طبق معمول کار با اینترنت و اخرش هم خواب .

صبح زود بعد از خوردن صبحانه تصمیم گرفتیم کمی توی شهر بگردیم و در نهایت ورزشگاه باشگاه العین رو از نزدیک زیارت کنیم.








هوا بسیار عالی بود و شهر هم بسیار تمیز و جذاب ، البته یک مکان جذابی که نتونستیم ازش عکس بگیریم قصر شیخ العین بود که بسیار زیبا بود و عکاسی رو ممنوع کرده بودند تو این جور موارد البته ما ایرانی ها کم نمیاریم ولی خوب ....... 






در زمان بازدید از ورزشگاه به خوبی با ما همکاری کردن و از دیدن این ورزشگاه مجهز و تمیز بسیار لذت بردیم در واقع ورزشگاه بین المللی شیخ خلیفه (به عربیستاد الشیخ خلیفة الدولی)یک ورزشگاه چند منظوره در این شهره و یکی از معروف ترین وقایع در این ورزشگاه برگزاری مسابقات گروه E از سری مسابقات جام جهانی فوتبال زیر ۲۰ سال ۲۰۰۳ بود و همینطور این ورزشگاه میزبان برخی از مسابقات جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶هم بوده .

این ورزشگاه بیشتر برای مسابقات فوتبال مورد استفاده قرار میگیره و در ابتدا گنجایش ۱۲٬۰۰۰ هزار نفر رو داشته که با افزایش۴٬۰۰۰ صندلی گنجایش اون به ۱۶٬۰۰۰ نفر رسیده و از فصل ۰۷-۲۰۰۶ تمام بازی های العین در این ورزشگاه انجام میشود. 


قلعه العین


با اتمام بازدید نسبتا مفصل از شهر العین به هتل برگشتیم و بعد از خوردن ناهار وسایل رو برای رفتن به منزل ریک بر روی دوچرخه ها بستیم .

آدرس منزل ریک رو با اس ام اس گرفتیم و با گرفتن نقشه از هتل متوجه شدیم که در حاشیه شهر العین قرار داره ولی تا خیابون اصلی که مجتمع مسکونی در اون واقع شده بود هیچ مشکلی نداشتیم ولی در اونجا یه کمی سر در گم شدیم و با اس ام اس آدرس بیشتری خواستیم که او این دفعه و برای بار اول تماس تلفنی گرفت و اینجا مشکلاتمون شروع شد.

ما فکر میکردیم ریک آلمانیه و کلا افرادی که زبان اصلیشون غیر انگلیسی باشه خیلی راحت تر با یکی مثل خودشون انگلیسی صحبت میکنه یعنی در واقع از کلمات سخت تو جمله بندی هاشون استفاده نمیکنند ولی متاسفانه ریک آمریکایی بود با یه لهجه خاص و لحن صحبت کردن آرومی که مخمون در محاوره با اون بعضی اوقات هنگ میکرد.

ولی بازم این مسئله رو به فال نیک گرفتن و تجربه خوبی رو بدست آوردیم.

با تماس ریک متوجه شدیم که باید جلوتر بریم و خودش هم تا دم در مجتمع اومد .

ریک جوانی بود حدود 30 سال و دانشجوی دکترای جامعه شناسی که هم کار میکرد و هم درس میخوند و در مسیر درب مجتمع تا منزلشون متوجه شدیم که آمریکاییه و بعد از یک مقدار شوخی های رایج ما در باره آمریکا به منزلش رسیدیم.

منزلش واقعا امروزی و شیک در نهایت سادگی بود و شکل و معماریش به شکلی بود که آدم احساس آرامش میکرد. تنها مسئله ای که سخت بود ارتباط بود که مجبور بود خیلی شمرده صحبت کنه تا ما متوجه بشیم که چی میگه. ما در این سفر خیلی از تواناییمون در مکالمه انگلیسیمون خوشمون اومده بود ولی اینجا دیگه نمیشد جلوی یه آمریکایی اصیل ادعایی کنیم.



بعد از یک ساعتی صحبت های دوستانه البته با اعمال شاقه ، ریک یک اتاق دو تخته رو در اختیارمون گذاشت و اینترنت هم در حد عالی موجود بود و دیگه نمیشد از اینترنت گردی و خواب گذشت.

حدود ساعت 7 عصر بود که صدامون زد برای رفتن به رستوران و خوردن شام  ما هم از خدا خواسته سریع آماده شدیم البته اینجا مهرداد کمی جوگیر شد که باید اجازه بدین شام رو ما حساب کنیم که یه جورایی به خیر گذشت و حرف تو حرف اومد .


همزمان با آماده شدنمون یه تاکسی هم جلوی در آماده بود و ما به اتفاق ریک به مجتمع کارفور که یکی از فروشگاههای بزرگ زنجیره ای در اماراته رفتیم و بالافاصله در رستوران چیلیس جا خوش کردیم.

بعد از کلی اینور اونور کردن منو آخرش ماهی سفارش دادیم چون از اسم های غذاهاشون هیچی نمیفهمیدیم البته من و مهرداد دو تا سوپ مرغ هم سفارش دادیم .




غذاها بسیار خوشمزه و لذیذ بود و جای همه دوستان خالی ولی نکته جالب صورتحساب این غذاها بود که به اندازه پول یه شب هتل بود و چون میدونستیم اونا اهل تعارف نیستند با شگردهای ایرانی از زیرش در رفتیم 







بعد از اتمام شام ریک خیال داشت به باشگاه بدنسازی بره بخاطر همین کلید منزلش (که البته بهتره بگیم کارت) رو بهمون داد و ما بعد از چرخ زدن توی  قسمت های فروش دستگاههای الکترونیکی با تاکسی به منزل برگشتیم.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 23 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 11:52 ق.ظ | نویسنده: مدیر | چاپ مطلب 4 نظر