گروه دوچرخه سواری اطلس بوشهر

خاطرات ، گردش ها و برنامه های دوچرخه سواری در بوشهر

تور دوچرخه سواری قشم - قسمت چهارم

ساعت حدود ۴ تماشای دره ستاره های افتاده به پایان رسید و تصمیم گرفتیم به طرف شهر سوزا حرکت کنیم  و بعد از گذشت حدود یکساعت به شهر سوزا رسیدیدم و ورودی شهر که یه میدان با یک نماد آب انبار در مرکز آن بود نمایان شد. 

 

در ابتدا تصمیم گرفتیم یه چیزایی رو برای ناهار و شام بگیریم،چون (کلا همه دوستان همینطورند ) در طول سفر دو وعده غذا میخوریم یعنی صبحانه و شام. 

از این رو با گشتن فراوون یک مرغ فروشی پیدا کردیم و بعد از تکه تکه کردن های مرغ که خود مهرداد هم کمک میکرد و خرید نون کافی :) به سمت پارک ساحلی شهر سوزا که نسبتا جای خوبی بود حرکت کردیم . 

  

با رسیدن به اونجا جمعیت زیادی رو دیدیم که خیلی ها هم از قشم اومده بودن اونجا برای تفریح و ما سعی کردیم جای خلوت تری رو پیدا کنیم چون مطمئنا این افراد شب تا دیروقت میموندند و ما مطمئنا خیلی زود به خواب میرفتیم و سر و صداشون یه جورایی مزاحم بود.

  

  

  

 شام رو که خوردیم (البته خداییش مهرداد آشپز خوبیه ) دیگه توان بیدار موندن رو نداشتیم و بساط چادر و کیسه خواب رو به راه انداختیم و با اون شلوغی مثل سنگ تا صبح خوابیدیم.:) 

  

بعد از یک خواب خوب ، صبح زود بیدار شدیم و از اونجایی که ما تو بوشهر فقط غروب آفتاب رو به شکلی که در عکس هست میدیدیم ، فرصت عکس گرفتن از این منظره رو از دست ندادیم و در واقع طلوع آفتاب این شکلی خیلی بهمون چسبید .

 

 

 

 

مقصد امروز ما شهر لافت بود و پیش بینی مسافتمون حدود 56 کیلومتر بود بخاطر همین خیلی عجله ای برای رفتن نداشتیم . 

 

 

 

تو مسیر وسوسه شدیم که جزیره هنگام و منطقه دلفین ها و لاک پشت ها رو هم ببینیم بخاطر همین به اسکله کندالو رفتیم ولی با شنیدن قیمت کرایه قایق ها (35 هزارتومن) پشیمون شدیم ولی با راهنمایی یکی از اهالی اونجا به روستای شیب دراز که از اونجا در واقع گذشته بودیم برگشتیم و توانستیم یک قایق رو (25 هزارتومن) کرایه کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

در ابتدا با قایق به جزیره هنگام رفتیم که بازارچه ساحلی جالبی داشت و مهمان های زیادی از اونجا در حال بازدید بودند و بازار فروش صنایع دستی دریایی سکه بود. 

 

 

 

 

 

 

  

بعد از حدود 45 دقیقه گردش در بازار و گرفتن عکس های هنری  بسیار،دوباره سوار قایق شدیم و منطقه هنگام رو برای دیدن دلفین ها و همینطور لاک پشت های غول آسا حسابی گشتیم و یه جورایی خودمون شدیم یه پا ناخدا

  

 

 و بالاخره بعد از حدود یکساعت و نیم به اسکله برگشتیم (البته ما موقع سوار شدن به قایق دوچرخه ها رو به منزل صاحب قایق برده بودیم ) و بعد از برداشتن دوچرخه ها به حرکتمون ادامه دادیم.

 

  

 

فرودگاه بین المللی قشم

 

 

 

 

  

جاده شدیدا بیایانی و کویری بود و اگه تکه تکه های ابر تو آسمون نبودن یه مقدار سخت میشد ولی خوشبختانه فصل مناسبی رو برای اینکار انتخاب کرده بودیم. 

 

 

 

 

حدود ساعت 3به شهر لافت رسیدیم و بیش از همه چیز بادگیرهای قشنگش جلب توجه میکرد. 

 

 

 

 

 

 

 

در روستای لافت قبل از همه، بادگیرهای منازل روستائی چشم مشتاقان دیدار از قشم را به خود جلب می نماید. پس از آن به محض ورود به لافت و در جوار قلعه نادری حلقه های چاه آب متعدد در داخل گودال دامنه کوه به چشم می خورد که حکایت از تکنولوژی ذخیره آب پارسیان جزیره نشین عهد هخامنشی و دوره زرتشتیان دارد. چون تکنولوژی چاه کنی و قنات تا آنجا که روشن است خاص گبریان و زرتشتیان بوده.

مردم سخت کوش این منطقه، با زحمت زیاد در دل سنگ های شیستی برای ذخیره آب زلال باران چاه هایی حفر کرده اند. تل مشرف بر این چاه ها، با سطح سنگی مرجانی، آب باران را به گودال محل چاه ها هدایت می کند و چون کف چاه ها به لایه های گچی ختم شده است، آب برای مدت طولانی نسبتا سالم و خنک در آن باقی می موند.

در بالای چاه های طلا دو اثر تاریخی برج دیده بانی بازمانده از قرن هفدهم وجود دارد. اما بیش از همه بادگیرهای خانه های روستای لافت در دو جبهه خیره کننده است. این آثار از نظر فناوری تهویه هوا در نقاط گرمسیری در نوع خود بی نظیر اند.

گفته می شود تعداد چاه های طلا به تعداد روزهای کبیسه یک سال شمسی 366 حلقه بوده و در گذشته در هر روز از سال درپوش یکی از آنها را باز و از آن استفاده می کردند. بعضی به غلط و به دلیل ارزش بالای آب در جزیره واژه طلا را به آن اطلاق میکنند در حالیکه صحیح آن تلا= تل او = TAL EAU تل آب و(( او)) به معنی آب (به زبان پارسی قدیم و فرانسه امروزی) است. 

قلعه پرتغالی ها هم که دیگه چیزی نداشت جز یک سردر ، قبل از سلطنت شاه عباس توسط پرتغالی ها به عنوان دژ نظامی و اعمال حاکمیت و تسلط و کنترل ترافیک دریایی منطقه هرمز و خلیج فارس ساخته شده. 

البته در کنار ساحل هم درختان حرا قابل مشاهده بود ولی یک مسئله فرصت بازدید بیشتر شهر لافت رو ازمون گرفت و انم این مشکل بود که این شهر به نظر ما اصلا جای مناسبی برای چادر زدن نداشت و بعد از پرس و جو از اهالی اونجا تصمیم گرفتیم فاصله 35 کیلومتری لافت تا درگهان رو بریم و چون میخواستیم به تاریکی شب نخوریم یه کمی عجله رو چاشنی دوچرخه سواریمون کردیم تا شب رو در درگهان کمپ بزنیم و در نهایت ساعت حدود 5/5 به شهر درگهان رسیدیم. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 02:12 ب.ظ | نویسنده: مدیر | چاپ مطلب 1 نظر