گروه دوچرخه سواری اطلس بوشهر

خاطرات ، گردش ها و برنامه های دوچرخه سواری در بوشهر

تور دوچرخه سواری مالزی به تایلند - قسمت هفتم

توی اواخر قسمت قبل نوشتم که با یک زوج افریقای جنوبی آشنا شدیم که مرد  خونه با یک گاو تصادف کرده بود و با مشخصاتی که میداد به نظرمون همین آقا گاویه که ما توی مسیر ازش عکس گرفته بودیم و این هم عکس اون آقا گاوست .



مقصد امروز ما شهر کرابی بود و مثل روزهای قبل مسیر زیبا و دیدنی بود و همونطور که قبلا هم نوشتم چون اتفاق خاصی تو مسیر شهر ترانگ به کرابی و همینطور از کرابی به فوکت نیوفتاد که قابل عرض باشه بعد از دیدن چند عکس ادامه این سفرنامه رو از ورود به جزیره زیبای فوکت ادامه میدم. 


  

































































با نزدیک شدن به فوکت همه چیز داشت رنگ و بوی دیگه ای میگرفت کم کم همه چیز داشت مدرن میشد و تمیزی داشت خودش رو نشون میداد.


دیگه از بوهای آزار دهنده خبری نبود (این رو یادم رفت بگم که از بعضی جاها که رد میشدیم بوی تعفن وحشتناکی به مشام میرسید که ازندگی سیر میشدی و به نظرم بیشتر به علت موندگی آب توی یک نقطه بود و چون رطوبت بالا بود این آبهای سطحی جذب نمیشد و بوی تعفنی میداد وحشتناک).










 سفر ما هم (البته رکابزنی مون) داشت تمام میشد و هم خوشحال بودیم که یک سفر خاطره انگیز رو با عبور از دو کشور، به سرانجام رسونده بودیم و تفریحاتمون رو میتونستیم توی فوکت و در ادامه بانکوک داشته باشیم و هم ناراحت بودیم که دیگه نمیدونستیم کی میتونیم همچنین سفری رو داشته باشیم (با این ارزش ریالمون).







در واقع فوکت یا پوکت به سبب سواحل زیباش و غواصی در آب های شفاف آن شهرت داره. بیش از نیمی از این جزیره را جنگل فرا گرفته و از شمال تا جنوب آن کوه هایی کشیده شده اند. نام پوکت از واژه ای مالزیایی به معنای کوه یا تپه گرفته شده زیرا از دور به این شکل به نظر می رسه. 

پوکت بزرگترین جزیره تایلند و مهم ترین استراحتگاه برای تعطیلات در تایلند و آسیاست. در شمال این جزیره فرودگاه بین المللی آن قرار دارد که دسترسی به آن را ممکن ساخته . 

بهترین سواحل جزیره پوکت در کناره غربی آن قرار دارند و پاتونگ Patong و کارون Karon از جمله معرف ترین و محبوب ترین این سواحل به شمار میان. 

ساحل پاتونگ بسیار وسیع و طولانی است و اغلب مراکز خرید پوکت در آنجا قرار دارند.


به نظر میومد ساحل پاتونگ جای خوبی برای اسکان باشه و محسن هم که تجربه  بیشتری توی این زمینه داشت ما رو متقاعد کرد که به ساحل پاتونگ بریم که البته اصرار اون برای Street Walk بود که بعدا توضیح میدم . 






برای رسیدن به پوکت باید از یه تپه بلند رد میشدیم تا به ساحل اونطرف جزیره میرسیدیم که شیب نسبتا بلندی بود برای اون موقع از روز و پوستی از ما کند در حد تیم ملی و مجبور شدیم مقداری از مسیر رو با محسن جان همراه بشیم و دوچرخه ها رو سوار خودمون کنیم  . هر طور بود خودمون رو به بالاترین نقطه این تپه نسبتا بلند ولی زیبا رسوندیم و دیدیم تمام ماشین ها یک بوق میزنن و از کنارمون رد میشن پیش خودمون گفتیم عجب چقدر کار بزرگی کردیم که اینا دارند بهمون حال میدن ولی زهی خیال باطل  مثل اینکه اون نقطه خاص براشون مقدس بوده ( البته سئوال هم کردیم ولی خیلی حالیمون نشد چی میگن ) و احتمالا ملکه اونجا شاید جلوس کرده و رفته بخاطر همین به اون نقطه که میرسیدن یک بوق میزدن و میرفتن.

ولی خوب این مسئله باعث شد کمی بخندیم و حال کنیم بعدش هم یک سرازیری توپ داشتیم با یک نسیم خنک که تمام عرقمون رو که از همه جامون در رفته بود رو خشک کنه.







خوب همونطور که محسن اصرار داشت به پاتونگ بیچ رفتیم و توی یک متل اتاق گرفتیم  و بعد از حمام آماده گشت و گذار در شهر شدیم.

فاصله محل اقامتمون با استریت واک محسن شاید 500 متر هم نمیشد ولی هرچه نزدیک تر میشدیم صدای موزیک ها رو میشد واضح تر شنید و بعد از رسیدن به سر خیابون دیدیم بععععله بنده خدا محسن حق داشته اینقدر اصرار کنه یک خیابون شاید 40 متری رو دم غروب میبستند و فقط میتونستی پیاده توش قدم بزنی و دو طرف این خیابون پر بود از دیسکوهایی که که نیاز نبود داخلشون بری چون از بیرون تمام جوانب رو میتونستید بررسی کنید.
 







توی این خیابون پر بود از افرادی که شما رو دعوت میکردن به دیدن حالا میخواست رقص باشه یا کارناوال یا باغ وحش و ...... در کل بازار بازاریابی دوستان داغ بود البته با لباس های عجیب و غریبشون که متاسفانه قابل پخش نیستند فقط یکی از اونا رو میزارم که طبق معمول مهرداد در حال مخ زنی بود .






این سر و صدا و بزن بکوب تا نزدیکی های صبح ادامه داشت ولی به علت اینکه خیلی خسته بودیم بعد از کمی پیاده روی کنار ساحل به هتل برگشتیم تا استراحت بکنیم. 

صبح روز بعد چون توان اینکه با اتوبوس تا بانکوک رو بریم نداشتیم تصمیم گرفتیم مزنه بلیط هواپیما رو بزنیم ببینیم چنده؟

خوشبختانه کنار هتل یه دفتری بود تو مایه های همین دفاتر خدماتی  که کلی در زدیم تا مسئولش بیدار شد و با چشم های پف کرده جواب سئوال ما رو میداد و در نهایت فهمیدیم که اگر با هواپیما تایلند بریم از همه شرکت ها ارزونتره و همین ارزون هم برای ما 2500 بات آب خورد ولی بازم می ارزید چون میتونستیم از وقتمون برای گشتن توی بانکوک استفاده کنیم.

بعد از گرفتن بلیط ها دیدیم بهترین راه برای اینکه ببینیم فرودگاه کجاست و چقدر راه باید تا اونجا رکاب بزنیم و هم توی پوکت بگردیم گرفتن موتوره .

هر نفر یک موتور گرفتیم و زدیم به جاده البته باید قبلش بنزین میزدیم چون اونا یه جورایی فقط بنزین رو تا پمپ بنزین رسوندنمون بهمون میدادن .

البته کاش عکس پمپ بنزین هاشون رو هم میزاشتیم چون مصل دکه های ایران که پفک و این جور چیزا میفروشن یه باجه تئ خیابون بود که سهکه مینداختیم داخلش و به اندازه پولمون بنزین میزدیم . فکر کنم حدودا لیتری 3500 در میومد. 








 این قسمت کار خیلی باحال شد چون دیگه نمیخواستیم پول تاکسی بدیم ، تمام پوکت رو هم میشد دید و کلا خوش میگذشت . 









واقعا مناظر زیبایی رو میشد دید شاید اگر عکس ها رو قبلا میدیدم میگفتم بابا فتوشاپه ولی جدا مناظری رو اونجا داشت که آدم انگشت به دهن میموند ولی کاش اونقدر پول مون بی ارزش نمیشد که میتونستیم تمام تورهای تفریحی اونجا رو دید که اگر بخوام کلا این تورها رو بگم میشه از فانتاسی شو ، رفتینگ و فیل سواری (در این تور پس از قایق سواری بر روی رودخانه خروشان که بسیار هیجان انگیزه به درون جنگل میریم و فیل سواری آغاز میشه) ، جزیره فی فی که یک جزیره فوق العاده زیبا برای شنا و ریلکسیشن و اسنورکلینگه (غواصی روی آب توسط عینک و لوله هوا و جلیقه نجات(






 













کلا میتونستی آزادی رو اونجا ببینی به شکلی که اگه مزاحم کسی نمیشدی هیچکس کاریت نداشت و مردم هم طوری بهت احترام میزاشتن که مشعوف میشدی ( چه اصطلاحی)   بعد از کلی گشت و گذار رفتیم فرودگاه تا جوانب کار رو هم بررسی کنیم دوست داشتیم اگر امکانش باشه دوچرخه ها رو مستقیما بفرستیم شیراز تا مجبور نباشیم مدام حملشون کنیم .

به فرودگاه که رسیدیم به قسمت بارش رفتیم و اونا هم گفتن که این کار رو انجام میدن و فقط مشکل این بود که حدودا باید 400 تومن میدادیم و بخاطر همین دیدیم که کلا دوچرخه ها با خودمون باشه بهتره و قید فرستادن دوچرخه ها رو زدیم و در برگشت هم سری به یک مجتمع خرید لوازم ورزشی زدیم که تمام فروشگاههای برند توی اونجا غرفه داشتن و متاسفانه نشد ازش عکسی بزارم.

































عصر و شب هم به گشت و گذار توی همون محیط اطراف هتل گذشت و صبح روز بعد شال و کلاه کردیم تا آخرین رکابزدن این سفر که حدودا 50 کیلومتر میشد تا فرئدگاه انجام بدیم. ساعت پروازمون فکر کنم حدودا 2-3 عصر بود ولی زودتر حرکت کردیم تا فرصت بسته بندی دوچرخه ها رو داشته باشیم.






هوا هم بس ناجوانمردانه شرجی و گرم شده بود و باید دوباره یه سربالایی خفن رو میرفتیم البته یک مسیر دیگه رو پیدا کرده بودیم که شیب کمتری رو داشت ولی همون هم نفسمون رو گرفت و هم خیس شدیم از عرق و دعا میکردیم همسفرهامون تو هواپیما زیاد کلافه نشن.










خوب هر طور بود به فرودگاه رسیدیم و سریع رفتیم امور بار تا بتونیم دوچرخه ها رو پک کنیم . خوشبختانه اینقدر توی چیزای دور ریختنیشون لوازمی رو که میخواستیم پیدا کردیم که به خوبی این پک کردن انجام شد البته شش ورق یونولیت هم ازشون خریدیم و هر کسی مشغول دوچرخه خودش شد تا سریعتر کار انجام بشه و زمان اضافه آورده رو صرف گشتن توی سالن فرودگاه کنیم.






بعد از اتمام کار سه تا دوچرخه رو روی گاری گذاشتیم و بردیم داخل سالن اصلی و وقتی میخواستیم کارت بگیریم متوجه شدیم که ضرب المثل هر ارزونی بی علت نیست یعنی چی؟

چون درست بود که پرواز تایلند ارزون بود ولی محدودیت بار داشت و ما باید نزدیک 80 هزارتومان اضافه بار میدادیم. در هر صورت این کار انجام شد البته مامورین اونجا هم کمی باهامون راه اومدن و بهمون حال دادن و در نهایت بعد از تحویل وسایل و امور معمول وارد هواپیما شدیم.












تاریخ ارسال: سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 07:50 ق.ظ | نویسنده: مدیر | چاپ مطلب 5 نظر