گروه دوچرخه سواری اطلس بوشهر

خاطرات ، گردش ها و برنامه های دوچرخه سواری در بوشهر

تور دور امارات - قسمت دوم

خوب زمان رو حسابی از دست داده بودیم و این مسئله کلافه کننده بود چون طبق برنامه ما باید تا جزیره الحمرا رو رکاب میزدیم از این رو سریع به دوست خوبمون آقا فرشید زنگ زدیم تا بیاد امانتی رو که براش آورده بودیم بهش بدیم و سریع راهی بشیم.
با اومدن فرشید و دیدن اینکه موفق نشده شیخ شارجه که مسئول هیئت دوچرخه سواری هم بود رو پیدا کنه تا مجوزی رو که برای محکم کاری دنبالش بودیم رو امضا کنه با مهرداد به طرف هیئت دراجات همون دوچرخه سواری رفتن که شاید موفق بشن شیخ رو پیدا کنند و زیر درخواست ما رو امضا کنه ولی زهی خیال باطل چون اصلا هرچی این در و اون در زدن فایده ای نداشته و وقتی بهشون میگفتن چکار کنیم کارمندها میگفتن شیخه چکارش میتونیم بکنیم 

ساختمان ترمینال کشتیرانی شارجه

با اومدن مهرداد و فرشید و اصرار فرشید بر موندن در شارجه ، برنامه مون رو عوض کردیم و اون شب رو تصمیم گرفتیم مهمان فرشید عزیز باشیم از این رو با دوچرخه عازم منزلشون شدیم هرچند که یکبار هم آدرس رو گم کردیم و دوباره مجبور شد برگرده و بهمون آدرس بده.


توی ترمینال بندر عباس یکی از مسافرین گفته بود که مراقب ماشین ها باشید چون خیلی تند میرن و ما پیش خودمون گفتیم شاید داره یه نصیحت میکنه در حد نصیحت های معمول اینجور سفرها، ولی با رسیدن تو خیابون های اصلی شهر دیدیم وضع خیلی وحشتناک تر از اونیه که فکر میکردیم.


ماشین سواری توی دبی بدین صورته که  به حق تقدم خیلی احترام میزارن و زمانی که راه مال اوناست با سرعت هرچه تمام تر رانندگی میکنند و در مقرارات اونا چیزی به نام دوچرخه سوار و دوچرخه سواری پیش بینی نشده بود و همین مسئله خیلی خطرناک بود مخصوصا زمانی که مجبور بودیم از روی پل های روگذر که حاشیه زیادی برای دوچرخه سواری نداشت رد بشیم.



به هر شکلی بود خودمون رو رسوندیم خونه فرشید و سعی کردیم وسایلی رو که نیاز نداریم بزاریم پشت ماشینش که نخوایم کل وسایل رو ببریم طبقه هفتم 
دوچرخه ها رو هم کنار نرده های راه پله قفل کردیم (هرچند امنیت اونجا واقعا بالاست شاهدش هم اینه که من کلید رو از قفل دوچرخه ام در نیاورده بودم یعنی یادم رفته بود که بعد از قفل کردن اون رو در بیارم)


شارجه از زاویه دید منزل آقا فرشید


بعد از رسیدن و خوردن ناهار و یه کم اینترنت گردی ، فهمیدیم سرعت اینترنت یعنی چی.
چون اینترنت تا اونجا با فیبر اومده بود و با سرعت 7 مگابایت  میتونستیم صفحات رو باز کنیم  و وقتی اون رو با ادارمون که سرعت 1 مگابایت داشت مقایسه میکردم سرم سوت میکشید.
عصر رو تصمیم گرفتیم به بازار و گشت و گذار بریم از همین رو بعد از گشتن مفصل در شارجه به شهر دبی رفتیم و جاهای زیبایی رو سر زدیدم که چند تاش رو میتونید تو عکس های زیر مشاهده کنید.









دست آخر هم توی یکی از همین ساختمون ها رفتیم که نمیدونم کجا بود و یه غذایی رو فرشید سفارش داد که اونم نمیدونم چی بود (چقدر اطلاعات دادم) ولی غذای سبک و خوشمزه ای بود و جاداره بازم همین جا بخاطر مهمون نوازیش ازش تشکر کنم.


خوب در برگشت به خونه با اینترنت گردی و یه کمی گپ و گفت گو به خواب رفتیم  و صبح بعد از خوردن صبحانه کم کم مهیای رفتن شدیم.
حدودا ساعت 9 صبح به جاده زدیم و چون شارجه و عجمان به هم چسبیده هستند مسیر خوبی به نظر میومد.














چیزی که خیلی توی شروع سفر جلوه میکرد ماشین های جور واجور و عجیب و غریب و همینطور آسمان خراش های عجمان بود و همینطور هوا که کم کم داشت گرم میشد. ولی چون مسافت روز اولمون خیلی بالا نبود و قرار نبود به خودمون فشار بیاریم به آرامی در حال طی کردن مسیر بودیم.










بعد از گذشتن از عجمان به ام القوین رسیدیم و کماکان هوا گرم و فضا همچنان خشک تر و بیابانی تر میشد .
کلا امارات متحده عربی تشکیل شده از هفت شیخ نشین شامل دبی , شارجه ، ابوظبی، عجمان ، فجیره ، راس الخیمه و ام القوین 
در واقع اینجا دومین شیخ نشینی بود که ما به اون رسیده بودیم.


حدود ساعت 4 به نزدیکی سومین امارت یعنی منطقه راس الخیمه رسیدیم  و جزیره الحمرا در این شیخ نشین بود .


و در نهایت در ساعت 5 به ایستگاه اول یعنی جزیره احمرا رسیدیم .

تاریخ ارسال: شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 02:05 ب.ظ | نویسنده: مدیر | چاپ مطلب 0 نظر